يحيى دولت آبادى

86

حيات يحيى ( فارسى )

و بالاخره بتوسط نگارنده در ميان آنها به ظاهر الفتى حاصل ميگردد و وليعهد در مجلس ملاقات آنها ميگويد وليعهدى من اساس ندارد چونكه با پدر شدن شاه بر يك پسر آن پسر وليعهد خواهد شد در اين صورت نميبايد بر مقام خود چندان انديشه‌ئى داشته باشم . خلاصه زمان حركت عساكر عثمانى نزديك مىشود وليعهد در نظر گرفته است قشونى تشكيل بدهد برياست مجد السلطنه و او را در آذربايجان نگاهدارد ولى بديهى است كه مجد السلطنه با مخالفت مليون آذربايجان با او باميد رياست يك قشون موهوم نميتواند بعد از رفتن عساكر عثمانى آنجا بماند خصوصا كه بده و بستانهائى هم با مردم دارد كه تا يك اندازه در تحت قدرت تكيه‌گاه او يعنى قوهء نظامى بيگانه صورت گرفته است و بعد از انفصال وى از آن تكيه‌گاه ممكن است مدعيانى هم او را تعقيب نمايند تحريكاتى هم البته از رجال دربارى تبريز كه مقام او را ميخواهند بگيرند در كار خواهد بود و بهرصورت بيفاصله بعد از حركت قشون عثمانى مجد السلطنه هم شبانه تا گرفتار دست طلبكاران و مدعيان نشده بدام نيفتد روانه ميگردد و سعى و كوشش آنها در نگاهدارى او نتيجه نميدهد اينك تمام قوه بدست شخص وليعهد است بىآنكه رابطهء درستى با مركز داشته باشد و بر فرض هم كه بتواند با تلگراف كسب تكليفى از مركز بكند با بىپولى خزانه دولت و درهم و برهم بودن اوضاع و احوال دربار از كجا كه به زودى تهران بتواند كمكى بآذربايجان بنمايد . پس وليعهد بايد خود از ميان بستگان خود يا رجال آذربايجان كسى را حكومت بدهد تا از مركز در موقع خود ترتيب ديگرى داده شود . وليعهد در انتخاب والى براى آذربايجان دو چيز را در درجهء اول نظر دارد يكى آنكه از عهدهء معارضه با دمكراتهاى مخالف خود برآيد و لااقل همدست آنها نگردد و ديگر آنكه بتواند از هرراه بوده باشد بكيسه تهى وى خدمتى بنمايد و براى اين كار مكرم الملك را كه از يكطرف شخص پشت هم اندازى است و از طرف ديگر مخالف و حريف اجلال الملك دمكرات در نظر ميگيرد ولى مكرم الملك اين مقام را ندارد و با وجود اشخاص سزاوارتر از حيث سن و مرتبه در ميان رجالى كه در تبريز هستند اجراى اين مقصود كار آسانى نميباشد اين است كه در نظر ميگيرد و يا به او